بارکس در يکی از مصاحبه های اخير خود گفته است که انگيزه او برای ترجمه اشعار مولوی بسيار اتفاقی

 

بوده است چون او حتی نام مولوی را هم نشنيده بود تا اينکه يک نويسنده آمريکايی به نام رابرت بلای در

 

سال ۱۹۷۶ يک نسخه از ترجمه اشعار مولوی را به زبان انگليسی سنگين و دانشگاهی که تنها ترجمه از

 

اشعار اين شاعر در آن زمان بود به او داد و گفت "اين اشعار را بايد ازقفس رها کرد. "

 

        کلمن بارکس مترجم اشعار مولانا                                        

            

به گفته بسياری از منابع ظرف دهسال گذشته ترجمه اشعار مولوی بيش از هر شاعر ديگری درآمریکا


 به فروش رسيده است. در جستجوی اينترنتی با نوشتن نام او بيش از ۸۰۰ هزار نتيجه به دست می آيد.

 

بارکس شاعر و استاد پيشين ادبيات با اشتياق و شيفتگی از مولوی صحبت می کند: " شعر او حاصل خلاقيت آن

 

نيمه ای از روح انسان است که نه از شخصيت بلکه از چيزی ماوراء آن و درک انسان الهام می گيرد.

 

بارکس با اشاره به عرفان در اشعار مولوی می گويد که الهيات مولوی شادی آفرين است زيرا که به اعتقاد

 

مولوی صرف داشتن جان در بدن و ادراک مايه شادمانی است .

 

بارکس همچنين به نقش اشعار مولوی در ايجاد پيوند ميان مسلمانان و آمريکايی ها اشاره می کند و می گويد "ما

 

آمريکايی ها شناخت کافی از جهان اسلام نداريم و قادر به حس زيبايی و عمق اشعار مولوی نيستيم."

 

آنچه کلمن بارکس و مولانا در آن سهيم اند اين حس کنجکاوی توام با شور و اشتياق است که اين دو انسان متفاوت

 

را با خواسته های معنوی يکسان بهم پيوند می دهد.