1- کیومرث نامش در اوستا آمده
در افسانه های آفرینش بشر
نخستین پادشاه کیومرث نام برده اند
مدت سلطنت: 30 سال. زندگی: 1000 سال
زین و لجام و سواری پشم رشتن بافتن جامه و گلیم را پدید آورد.
2- هوشنگ (هئو شینگه پر ذات) نامش در اوستا آمده
دومین پادشاه ایران زمین
وی را پدید آورنده آهن و جنگ افزار شناخته اند.
به هدایت آب و کاریز کنی آگاهی یافت
پیدایش آتش در ایران باستان را به وی نسبت دادند
اهلی کردن بسیاری از جانوران و استفاده از پوست آنها
و درست کردن چرم را رواج داد.
به روایتی مدت سلطنت : 40 سال. زندگی: 500 سال
3- طهمورث پسر هوشنگ نامش چندین بار در اوستا آمده
پیدایش خط را به طهمورث نسبت داده اند.
علاوه بر مقام پهلوانی خدا پرست نیز بوده.
روزه داشتن را متداول کرد.
(به دلیل قحطی فرمان داد اغنیا به خوردن شام اکتفا کنند)
شهر های قهنذر مرو آمل طبرستان سارویه و اصفهان را بنا کرد
دوران پادشاهی به روایت شاهنامه:70 سال. زندگی : 800 سال
4- جمشید (ییم خش ئت) دوران سلطنت جمشید عصر طلایی ایران است
در صدد است تا زندگی مردمان را خوش و خرم و دور از گزند سازد
از ایزد ثروت و دارایی می خواهد تا به او توانایی بخشد...
جمشید مردم را به 4 دسته اجتماعی تقسیم کرد:
رو حانیان رزمیان پیشه وران و بزرگان
اولین کسی است که به دانش پزشکی پی برد
در بهداشت مردم کوشید و گرمابه را سفارش کرد.
جاده ها و شوارع ساختن ابزار جنگ و ذوب آهن بافتن جامه...
بر دریا کشتی افکند ..
چون در فروردین که مصادف با نخستین روز ماه اول بهار بود بر تخت
پادشاهی نشست مردم آن روز را نوروز خواندند و هر سال آن روز را جشن گر فتند
در آخر کار جمشید از فرط عزت مغرور شد و خود را خدای خواند
و ضحاک تازی به او تاخت و او را با اره به دو نیم کرد.
5- ضحاک تازی( آژی دهاک)
دوران شهر یاری جمشید دوران عظمت بزرگی و آسایش و سازندگی ایرانست
اما در هزار سال عمر و شهر یاری ضحاک اوضاع ایران واژگونه می شود
که هزاره تباهی و ویرانی مرگ و تاریکی را بنیان می نهد.
در اوستا از وی یاد شده.
ضحاک عرب بود و اعراب او را علوان می گفتند
و ایرانیان او را مرداس می خواندند.
آژی به معنی مار و اژ دهاست و دهاک آفریدهای اهریمنی
دهاک یعنی ده عیب . آک به معنی عیب است.
ضحاک ساحر بود و در تمام دوران حکومت خود بر مردم ستم روا می داشت.
دراینزمان در اصفهان کاوه آهنگر قیام کرد به سبب کشته شدن دو پسر جوانش
توسط ضحاک ......و فریاد کرد " درفش کاویانی"
"که تا زمان حمله اعراب به ایران و جود داشت و بعد ها به دست عمر بن خطاب
افتاد و گوهرهای آنرا کندند و درفش را به آتش انداختند"
مردم گرد کاوه جمع شدند. ضحاک در طبرستان بود
کاوه و فریدون با اتحاد یکدیگر در ری به جنگ ضحاک رفتند
و وی را شکست دادند.
6- فریدون (ثرا ئتئون) در اوستا ترا ئتئون خوانده شده
در حماسه های ایرانی از ارج بسیاری بر خوردار است.
وی پس از جمشید از بزرگترین شهر یاران باستانی به شمار می رود
مادرش فرانک و پدرش آتوی یا آتبین نام داشت.
از نخستین راهبان و سازندگان عصاره هوم (از گیاهان مقدس در ایران باستان) بوده است.
فریدون ولایت اصفهان و نواحی آن را به کاوه سپرد.
فریدون یکی از دختران ضحاک را به زنی گرفت و از او صاحب دو فرزند به
نامهای سلم و تور شد.
و از همسر ایرانی خود (ایراندخت) صاحب پسری به نام ایرج شد.
فریدون 500 سال عمر کرد که300 سال آن به پادشاهی گذشت.
وی ممالک خویش را بین سلم و تور و ایرج تقیسم نمود.
قسمتی که به سلم رسید شامل ایرانشهر- زمین مغرب-روم –روس –سیقلان-
آذر باییجان- اران و کرج بود.
ممالکی که به تور رسید را توران می گفتند. شامل ترک- خزران- چینستان- زمین مشرق.
و قسمتی که به ایرج رسید (ایران یا ائیرین ویج) نامیده شد.
لیکن سلم و تور بر ایرج حسد بردند.
ایرج با اجازه فر یدون به نبرد با سلم و تور رفت. اما برادران ناجوانمردانه
سرش را بریدند و نزد فریدون فرستادند.
روحانیان زرتشتی فریدون را آتش پرست
هندوان او را بت پرست
اما اغلب نویسندگان وی را دادگر و دانشمند و حکیم دانسته اند.
نخستین پادشاهی بود که به علم نجوم پرداخت.
از پزشکی نیز آگاهی داشت
اولین کسی بود که بر فیل نشست
وی پادشاهی را پس از ایرج به منو چهر سپرد.
7- منوچهر در اوستا 1 بار نام منوچهر آمده است
نسبت زرتشت با 14 واسطه به منوچهر می رسد
نبرد ایرانیان و افرا سیاب در زمان منوچهر اتفاق افتاد
قلمرو پادشاهی منوچهر شامل بغداد امروزی اهواز کره و بصره شام یمن تا مغرب(شمال آفریقا)
اما فراعنه مصر از وی اطاعت نکردند.
نخستین کسی بود که دور تا دور شهر خندق کند. در هر شهری آلات جنگ گرد آوری کرد
رعایا را مامور آبادانی شهر ها و دهات کرد
از پهلوانان نامداری که منوچهر را در نبرد هایش یاری دادند سا م و زال بودند.
8- نوذر (نئو تر)
نوذر از پهلوانان نامدار بود و خاندان نوذریان به وی منسوبند.
از رویدادهای زمان وی جنگهای پیاپی ایرانیان و تورانیان بسرکردگی افراسیاب است.
دوران پهلوانی در عصر منوچهر آغاز شده بود و در زمان نوذر به اوج خود رسید
اما دیری نپایید که نوذر از راه و رسم پدر منحرف گردید و به حال اندوزی پرداخت
اما سام پهلوان وی را به راه و رسم قبلی باز گرداند.
در این زمان پشنگ پادشاه توران دو فرزند خود افراسیاب و اغریث را
به جنگ نوذر فرستاد و نوذر کشته شد.
و افراسیاب 12 سال تاج و تخت ایران را بدست گرفت.
بعدها زا ل پهلوان تاج وتخت را پس گرفت و سلطنت را به زو سپرد
نوذر 53 سال عمر کرد و 5 یا 7 سال پادشاه بود.
9- زاب یا زو (اوزو)
زاب پسر تهماسب فرزند منو چهر از شاهان در جه دوم پیشدادی است
5 سال سلطنت کرد و در 83 سالگی در گذشت
پس از راندن افراسیاب از ایران به آبادانی پرداخت.
10-گر شاسب یا کرساسپ
گرشاسب گنجور پسر زو یا زاب است که پس از پدر 9 سال پادشاهی کرد
در زمان وی ایران ضعیف شده بود . تورانیان بار دیگر به ایران حمله کردند
و با در گذشت گر شاسب سلسله پیشدادی به پایان خود رسید.
رستم کیقباد را به پادشاهی رسانید و دوران پر عظمت کیانیان آغاز گردید.
منبع: تاریخ ده هزار ساله ایران . تالیف عبد العظیم رضایی