بر خیز که جان  است و جهان است و جوانی  خورشید بر آمد بنگر نور فشانی

برخیز که آویخت ترازوی قیامت  برسنج ببین که سبکی یا تو گرانی

هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالق  قانع نشود عاشق بیدل به نشانی

بر خیز و بیا دبدبه عمر ابد بین    تا باز رهی زود از این عالم فانی

بر صورت سنگین بزند روح پذیرد  حیف است که از این روح تو محروم بمانی